shard
UKʃɑːd
USʃɑ:d
معنی فارسی
سفال حزف ريزه کوزه شکسته
معنی کامل و مثالها
/shärd/n.
● (بخشهای شکستهی سفال و چینی و غیره - به ویژه در کاوشهای باستان شناسی) پاره سفال، پاره آجر، خرده سفال (potsherd هم میگویند)
● (جانور شناسی) سخت پوست (اعم از فلس یا لاک یا صدف و غیره)
تعریف انگلیسی
noun
- a broken piece of a brittle artifact
مترادفها
noun
Fragment, potsherd.