shark (1)
معنی کامل و مثالها
/shärk/n., vt., vi.
● شیاد، گوشبر، دغل، کلاهبردار
● (امریکا - خودمانی) زبردست، تردست، چیرهدست، خبره
● (قدیمی) شیادی کردن، گوشبری کردن
/shärk/n., vt., vi.
● شیاد، گوشبر، دغل، کلاهبردار
● (امریکا - خودمانی) زبردست، تردست، چیرهدست، خبره
● (قدیمی) شیادی کردن، گوشبری کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن