دیکشنری فارسی

shark (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/shärk/n., vt., vi.

● شیاد، گوشبر، دغل، کلاهبردار

● (امریکا - خودمانی) زبردست، تردست، چیره‌دست، خبره

● (قدیمی) شیادی کردن، گوشبری کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن