دیکشنری فارسی

shatterproof

US'ʃætəp'ru:f

معنی فارسی

نشکن ضد خرد شدن خرد نشو.

معنی کامل و مثال‌ها

/-prōōf´/adj.

● (به ویژه شیشه‌ی عینک و اتومبیل) نشکن، خرد نشدنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resistant to shattering or splintering “shatterproof automobile windows”

واژه‌های دیگر با معنی «نشکن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن