she
UKʃou
USʃi:
معنی فارسی
او انزن ان دختر مشاراليها
معنی کامل و مثالها
/shē/pron., n., pl.
● (ضمیر فاعلی مونث، سوم شخص مفرد) او، آن، وی
she is my daughter
او دختر من است.
she wrote a letter to her brother
او به برادرش نامه نوشت.
our cat was pregnant and she gave birth yesterday
گربهی ما آبستن بود و دیروز زایید.
● دختر، زن، جانور ماده، لاس
our cat is a she
گربهی ما ماده است.
you are the cruelest she alive
(شکسپیر) تو ستمگرترین زن دنیا هستی.