دیکشنری فارسی

she

UKʃou USʃi:

معنی فارسی

او انزن ان دختر مشاراليها

معنی کامل و مثال‌ها

/shē/pron., n., pl.

● (ضمیر فاعلی مونث، سوم شخص مفرد) او، آن، وی

she is my daughter

او دختر من است.

she wrote a letter to her brother

او به برادرش نامه نوشت.

our cat was pregnant and she gave birth yesterday

گربه‌ی ما آبستن بود و دیروز زایید.

● دختر، زن، جانور ماده، لاس

our cat is a she

گربه‌ی ما ماده است.

you are the cruelest she alive

(شکسپیر) تو ستمگرترین زن دنیا هستی.

واژه‌های دیگر با معنی «او»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن