دیکشنری فارسی

sheathe

USʃi:ð

معنی فارسی

غلاف کردن پوشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/shēth/vt.

● (شمشیر و غیره) غلاف کردن، نیام کردن

● روکش کردن، پوشاندن (با چیزی)، نیام‌دار کردن

wood sheathed with tin

چوبی که روی آن حلبی کشیده‌اند

● (شمشیر و یا شاخ و غیره را در بدن) فرو کردن

● (جانور) چنگال را تو کشیدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. cover with a protective sheathing “sheathe her face” “Somebody ----s something”
  2. enclose with a sheath “sheathe a sword” “Somebody ----s something”
  3. plunge or bury (a knife or sword) in flesh “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
1. Put into a sheath, enclose in a sheath.
2. Cover, case.
3. Cover up, hide.

واژه‌های دیگر با معنی «غلاف کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن