sheer (1)
معنی کامل و مثالها
/shir/vi., vt., n.
● ویراژ دادن، (ناگهان) کج رفتن، پیچیدن (به یک سو)
as soon as I saw the donkey, I sheered off to the left
تا الاغ را دیدم (اتومبیل را) به چپ پیچیدم.
● ویراژ، چرخش، پیچش، کژ رفت
● (هنگام نگاه کردن به کشتی از پهنا) شیب جلو و عقب عرشه، انحنای عرشه