دیکشنری فارسی

sheer (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/shir/vi., vt., n.

● ویراژ دادن، (ناگهان) کج رفتن، پیچیدن (به یک سو)

as soon as I saw the donkey, I sheered off to the left

تا الاغ را دیدم (اتومبیل را) به چپ پیچیدم.

● ویراژ، چرخش، پیچش، کژ رفت

● (هنگام نگاه کردن به کشتی از پهنا) شیب جلو و عقب عرشه، انحنای عرشه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن