دیکشنری فارسی

sheer (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/shir/adj., adv., n.

● (پارچه) فرانما، نازک، بدن نما، تن نما

sheer nylon stockings

جوراب‌های نایلون پانما

a sheer summer dress

پیراهن تابستانی نازک

sheer woolens

پارچه‌های پشمی فرانما

● کامل، محض، صرف

sheer folly

حماقت محض

● ناب، بی‌آمیغ، خالص، بی‌غش

sheer ale

آبجو خالص

sheer ice

یخ خالص

● پرشیب، پرتگاه، عمودی

a sheer cliff

یک صخره‌ی عمودی

● راست، سرراست، مستقیم، ازسر

she fell sheer into the river

صاف افتاد توی رودخانه.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن