sheet (1)
معنی کامل و مثالها
/shēt/n., vt., adj.
● (رختخواب) ملافه
I wash the sheets once a week
هفتهای یک بار ملافهها را میشویم.
● (کاغذ) ورق، ورقه، برگ، صفحه
two sheets of pink paper
دو برگ کاغذ صورتی رنگ
● (عامیانه) روزنامه
a scandal sheet
روزنامهی شایعهپراکن
● (آب یا یخ یا شعله و غیره) رویه، لایه، سطح، پهنه
● (شیشه) جام
● (چوب) تخته
● (آهن) ورق
sheet iron
آهن ورق
● تاوه، تابه
a cookie sheet
تاوهی شیرینی پزی
● (شعر قدیم) بادبان
● (زمین شناسی) رسوب گسترده، لایهی گسترده
● صفحهی تمبر (معمولا دارای 400 تمبر)
● رجوع شود به: pane
● با صفحه پوشاندن، ورق پوش کردن
● ورقه ورقه کردن، متورق کردن