دیکشنری فارسی

sheeting

UKʃiːtiŋ US'ʃi:tıŋ

معنی فارسی

پارچه شمدي پوشش لفاف اهن کوبي تخته کوبي

معنی کامل و مثال‌ها

/shēt´iŋ/n.

پارچه‌ی ملافه‌ای

روپوش، روکش، رویه، پوشانه

copper sheeting

پوشش مسی

ورق ورق سازی، متورق سازی، صفحه بری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن