دیکشنری فارسی

sheeting

UKʃiːtiŋ US'ʃi:tıŋ

معنی فارسی

پارچه شمدي پوشش لفاف اهن کوبي تخته کوبي

معنی کامل و مثال‌ها

/shēt´iŋ/n.

● پارچه‌ی ملافه‌ای

● روپوش، روکش، رویه، پوشانه

copper sheeting

پوشش مسی

● ورق ورق سازی، متورق سازی، صفحه بری

تعریف انگلیسی

noun
  1. fabric from which bed sheets are made

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن