دیکشنری فارسی

sheik or sheikh

معنی کامل و مثال‌ها

/shēk, shāk/n.

● (عربی)

● شیخ، روحانی

● امیر، سالار، سرور

* sheikdom, n.

شیخ نشین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن