دیکشنری فارسی

sheikh

USʃi:k

معنی فارسی

شيخ رئيس قبيله رئيس خانواده رئيس

تعریف انگلیسی

noun
  1. the leader of an Arab village or family

واژه‌های دیگر با معنی «شيخ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن