دیکشنری فارسی

shellproof

معنی فارسی

محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران.

معنی کامل و مثال‌ها

/-prōōf´/adj.

● (ساختمان یا پناهگاه یا سنگر و غیره) ضد گلوله، ضد خمپاره، پاد پرتابه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. able to resist the explosive force of bombs and shells “bombproof shelter”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن