shelve
UKʃelv
USʃelv
معنی فارسی
در طاقچه گذاشتن در قفسه گذاشتن کنار گذاشتن قفسه بندي کردن
معنی کامل و مثالها
/shelv/vt., vi.
● تاقچه دار کردن، تاقچه گذاشتن
to shelve a library
کتابخانهای را قفسهبندی کردن
a shelved desk
میز تحریر قفسهدار
● روی تاقچه گذاشتن، در قفسه گذاشتن
library books are shelved in their own places
کتابهای کتابخانه را در محلهای خودشان میگذارند.
● به بعد موکول کردن، مسکوت گذاشتن
to shelve a question
بحثی را به تعویق انداختن
● از خدمت معاف کردن، منفصل کردن، بازنشسته کردن، بلا استفاده گذاشتن
تعریف انگلیسی
verb
- hold back to a later time “let's postpone the exam” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”
- place on a shelf “shelve books” “Somebody ----s something” “They shelve the goods”
مترادفها
I. verb active
Put on the shelf, put aside, dismiss.
II. verb neuter
Slope, incline.