دیکشنری فارسی

sherbet

UKʃəːbət US'ʃə:bət

معنی فارسی

شربت

معنی کامل و مثال‌ها

/shu_r´bǝt/n.

● (از ریشه‌ی عربی)

● شربت

● پسخوراک یخزده (حاوی میوه و ژلاتین و گاهی شیر - sherbert هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a frozen dessert made primarily of fruit juice and sugar, but also containing milk or egg-white or gelatin

واژه‌های دیگر با معنی «شربت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن