دیکشنری فارسی

shiftless

UKʃiftləs

معنی فارسی

بيدست وپا بي کفايت بي تدبير بي وسيله بي چاره

معنی کامل و مثال‌ها

/-lis/adj.

● بی عرضه، بی‌کفایت، بی‌دست و پا

● تنبل، کاهل

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking or characterized by lack of ambition or initiative; lazy “a shiftless student” “studied in a shiftless way”

مترادف‌ها

adjective
Improvident, imprudent, inefficient, prodigal, wasteful.

واژه‌های دیگر با معنی «بيدست وپا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن