دیکشنری فارسی

shilly-shally

معنی کامل و مثال‌ها

/shil´ē shal´ē/adv.,adj., n., vi.

● (بویژه روی چیزهای بی‌اهمیت) مردد بودن، تردید کردن، دودل بودن

● (عامیانه) مردد، فس فسو

● (نادر) تردید، دودلی، فس‌فس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن