shin (1)
معنی کامل و مثالها
/shin/n., vt., vi.
● (بخش جلو پا از زانو تا قوزک) قلمپا
he kicked me in the shin
لگد زد به قلم پایم.
● رجوع شود به: tibia
● (قصابی) گوشت قلم، قلم پای گاو
● (معمولا با -up از طناب یا درخت و غیره) چهار دست و پا بالا رفتن
the sailor could easily shin up a twenty-meter rope
ملوان میتوانست به آسانی از یک طناب بیست متری بالا برود.
I reached the window by shining up the tree
با بالا رفتن از درخت به پنجره رسیدم.
● به قلم پا لگد زدن
in football one can easily get shinned
در فوتبال قلم پای آدم به آسانی لگد میخورد.