دیکشنری فارسی

shingle (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/shiŋ´gǝl/n., vt.

● (قطعات پلاستیکی یا چوبی یا سفالی که به جای شیروانی با آنها بام را می‌پوشانند) بامپوش، کالار، پهنک، پرنیخ

● (پشت‌بام را) با کالار پوشاندن، بامپوش کردن

shingled roofs last longer than asphalted ones

بام‌های بامپوش‌دار از بام‌های آسفالت شده پر دوام‌ترند.

● (سلمانی زنان) آلاگارسون، گیسوی کوتاه، گیسو را چتری زدن

● (به ویژه دفتر وکلا و مطب) تابلو، پلاک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن