shingle (2)
معنی کامل و مثالها
/shiŋ´gǝl/n., vt.
● (قطعات پلاستیکی یا چوبی یا سفالی که به جای شیروانی با آنها بام را میپوشانند) بامپوش، کالار، پهنک، پرنیخ
● (پشتبام را) با کالار پوشاندن، بامپوش کردن
shingled roofs last longer than asphalted ones
بامهای بامپوشدار از بامهای آسفالت شده پر دوامترند.
● (سلمانی زنان) آلاگارسون، گیسوی کوتاه، گیسو را چتری زدن
● (به ویژه دفتر وکلا و مطب) تابلو، پلاک