ship
معنی فارسی
کشتي جهاز
معنی کامل و مثالها
/ship/n., vt., vi.
● کشتی، جهاز، سفینه، ناو، کرجی
a battleship
نبردناو
a passenger ship
کشتی مسافربر
two ships and four motorboats entered the harbor
دو کشتی و چهار قایق موتوری وارد بندرگاه شدند.
a cargo ship
کشتی باری
● کشتی بادباندار (با یک دکل خمیده در جلو و سه دکل بزرگ)
● افسران و سرنشینان کشتی، ناویان
● هواناو، هواپیما، طیاره
● سوار کشتی کردن، با کشتی حمل کردن
we are flying to Australia but our car is being shipped
ما با هواپیما به استرالیا میرویم ولی اتومبیلمان با کشتی فرستاده میشود.
● ترابری کردن، حمل کردن
we shipped the cattle to Chicago by rail
دامها را با ترن به شیکاگو فرستادیم.
● (مثلا هنگام توفان - کشتی) آب گرفتن، آب لبریز کردن
the boat had shipped a good deal of water
آب فراوان به داخل قایق رسوخ کرده بود.
● (در کشتی یا قایق) نصب کردن، در جای خود گذاشتن
to ship the oars
پاروها را در جای خود قرار دادن
● (برای کار در کشتی) اجیر کردن، ملوان کردن
we are shipping extra hands for the voyage
برای آن سفر دریایی داریم جاشویان اضافی اجیر میکنیم.
● (با: away یا out و غیره) از شر (کسی یا چیزی) راحت شدن، فرستادن، از سر باز کردن
to have some peace, we shipped the children off to grandma's house
برای داشتن قدری آرامش بچهها را به خانهی مادر بزرگ فرستادیم.
● سوار کشتی شدن
we shipped in London
ما در لندن سوار کشتی شدیم.
● در کشتی خدمت کردن، جاشویی کردن
● (S بزرگ) رجوع شود به: Argo
* ship over
در نیروی دریایی نامنویسی کردن، به خدمت نیروی دریایی درآمدن
* ship out
1- با کشتی سفر کردن، با کشتی رفتن 2- با کشتی فرستادن 3- رفتن، ول کردن و رفتن (به واسطهی عدم موفقیت و غیره)
* shape up or ship out
یا بهتر کار کن یا برو، یا رفتار خود را بهتر کن یا برو
* when (or if) one's ship comes in (or home)
وقتی که کسی پول دار بشود، در صورت ثروتمند شدن
تعریف انگلیسی
- a vessel that carries passengers or freight
- transport commercially “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody PP” “Somebody ----s something PP” “They ship the parcel to their parents” “They ship them the parcel”
- hire for work on a ship “Somebody ----s somebody”
- go on board “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
- travel by ship “Somebody ----s”
- place on board a ship “ship the cargo in the hold of the vessel” “Somebody ----s something”