ship propeller معنی فارسی پروانه کشتي واژههای دیگر با معنی «پروانه کشتي» screwpropeller پروانه کشتي، پروانه هواپيما، ملخ کشتي يا هواپيما sea letter پروانه عبورکه به کشتي بي طرف ميدهند sea pass پروانه عبور که به کشتي بي طرف ميدهند letter of marque پروانه دستگير کردن کشتي بازرگاني دشمن و، غارت کردن اتباع ايشان pratique پروانه ارتباطبابنادرکه پس ازقرنطينه کشتي و، ... به ان ميدهند stern wheeler (دگ .- امر.) پاروزن عقب کشتي، کشتي داراي پروانه در عقب. cavitation حفره، بريدگي حاصله از حرکت پروانه کشتي، بريدگي