دیکشنری فارسی

shipmate

UKʃipmeit US'ʃıp'meıt

معنی فارسی

همسفر کشتي همسفر

معنی کامل و مثال‌ها

/-māt´/n.

● هم‌کشتی، همسفر در کشتی، (ملوان) همقطار

تعریف انگلیسی

noun
  1. an associate on the same ship with you

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن