دیکشنری فارسی

shipment

UKəmʃipmənt US'ʃıpmənt

معنی فارسی

حمل (باکشتي) ، محموله ، کالاي حمل شده با کشتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● (کالا) ارسال، حمل، ترابری، فرابرد

● محموله، کالای ارسالی

تعریف انگلیسی

noun
  1. goods carried by a large vehicle
  2. the act of sending off something

واژه‌های دیگر با معنی «حمل (باکشتي)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن