دیکشنری فارسی

shipping

UKʃipiŋkʌmpəniː US'ʃıpıŋ

معنی فارسی

مجموع کشتي هاي يک محل

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● حمل، ترابری، فرابرد

● کشتی (ها)، ناو (ها)

● کشتیرانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the commercial enterprise of moving goods and materials
  2. conveyance provided by the ships belonging to one country or industry

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن