دیکشنری فارسی

shirking

UKʃəːkiŋ US'ʃə:kıŋ

معنی فارسی

شانه خالي کردن از ، از زيز (کاري) در رفتن ،

روي گرداندن از ، طفره زدن از

تعریف انگلیسی

noun
  1. the evasion of work or duty

واژه‌های دیگر با معنی «شانه خالي کردن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن