shirking
UKʃəːkiŋ
US'ʃə:kıŋ
معنی فارسی
شانه خالي کردن از ، از زيز (کاري) در رفتن ،
روي گرداندن از ، طفره زدن از
تعریف انگلیسی
noun
- the evasion of work or duty