دیکشنری فارسی

shirr

UKʃaiər

معنی فارسی

پارچه را بهم کوک زدن، چين دادن، پختن.

تخم مرغ را همراه با پنير و خرده نانپختن

معنی کامل و مثال‌ها

/shu_r/n., vt.

● (پارچه یا پرده یا لباس) چین دادن و کوک زدن، پلیسه‌دار کردن و دوختن

● تخم مرغ را (در ظرف کوچک) همراه با پنیر و خرده نان پختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. bake (eggs) in their shells until they are set “shirr the eggs” “Somebody ----s something” “The chef wants to shirr the eggs”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن