shirt
UKʃəːt
USʃə:t
معنی فارسی
پيراهن پيرهن
معنی کامل و مثالها
/shu_rt/n.
● (مردانه) پیراهن (پیراهن زنانه: dress)
● (مردانه) زیر پیراهنی
* in one's shirt sleeves
فقط با پیراهن، بیکت، پیراهن پوشیده (ولی بدون کت)
people in their shirt sleeves will not be admitted
به کسانی که کت نپوشیدهاند(فقط پیراهن به تن دارند) اجازهی دخول داده نخواهد شد.
* keep one's shirt on
(امریکا - خودمانی) خونسردی خود را حفظ کردن، آرام ماندن
* lose one's shirt
(خودمانی) هستی خود را از دست دادن، مفلس شدن
تعریف انگلیسی
verb
- a garment worn on the upper half of the body “Substance Meronyms: shirting”
- put a shirt on “Somebody ----s somebody”