shiver (1)
معنی کامل و مثالها
/shiv´ǝr/n., vt., vi.
● (تکهی هر چیزی که شکسته است) تکه شیشه، پاره سفال، پاره آجر، تکهی چینی، خرده، ریزه
● تکه تکه کردن (با افکندن یا با ضربه)، خرد و خاکشیر کردن
/shiv´ǝr/n., vt., vi.
● (تکهی هر چیزی که شکسته است) تکه شیشه، پاره سفال، پاره آجر، تکهی چینی، خرده، ریزه
● تکه تکه کردن (با افکندن یا با ضربه)، خرد و خاکشیر کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن