دیکشنری فارسی

shiver (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/shiv´ǝr/n., vt., vi.

● (تکه‌ی هر چیزی که شکسته است) تکه شیشه، پاره سفال، پاره آجر، تکه‌ی چینی، خرده، ریزه

● تکه تکه کردن (با افکندن یا با ضربه)، خرد و خاک‌شیر کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن