دیکشنری فارسی

shivery (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/shiv´ǝr ē/adj.

● لرزان، مرتعش (از ترس یا سرما)

● ترس‌آور، لرزه بر اندام انداز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن