پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
shoar
مترادفها
noun
Prop, support, stay.
See
shore.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن