دیکشنری فارسی

shockingly

UKʃɔkiŋliː US'ʃɔkıŋlı

معنی فارسی

بطور انزجاراور ، چنانکه موجب برخوردن شود ،

بطور موحش

تعریف انگلیسی

adverb
  1. extremely “teachers were shockingly underpaid”
  2. so as to shock the feelings “Derived from adjective: shocking”

واژه‌های دیگر با معنی «بطور انزجاراور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن