دیکشنری فارسی

shop

UKʃɔp USʃɔp

معنی فارسی

دکان مغازه کارخانه تعميرگاه کار پيشه کسب

معنی کامل و مثال‌ها

/shäp/n., vi., vt.

● مغازه، دکان، فروشگاه (به ویژه اگر کوچک باشد)

a butcher's shop

دکان قصابی

Farhad has opened a new shop

فرهاد مغازه‌ی تازه‌ای باز کرده است.

● (در فروشگاه‌های بزرگ) دکه، بخش

the gourmet shop

دکه‌ی خوراک‌های لذیذ

● کارگاه

a car repair shop

کارگاه تعمیرات اتومبیل

a printing shop

چاپخانه

● (امریکا - برخی دبیرستان‌ها) کلاس مکانیکی، کلاس عملی، کلاس فنی

● به مغازه رفتن، خرید کردن، (به) خرید رفتن

I go shopping once a week

هفته‌ای یکبار به خرید می‌روم.

we usually shop at this store

مامعمولا از این مغازه خرید می‌کنیم.

I am shopping around for a used car

درصدد خرید یک اتومبیل دست دوم هستم.

● (انگلیس - خودمانی) خبرکشی کردن، چغلی کردن، (به پلیس) گزارش دادن

● (انگلیس - خودمانی) زندانی کردن، بازداشت کردن

* set up shop

دست به کاسبی زدن، مغازه باز کردن، دست به‌کار شدن

* shop around

1- از یک مغازه به مغازه‌ی دیگر رفتن، قیمت کردن در چند جا 2- دنبال (شغل یا ایده‌ی جدید و غیره) رفتن، جستجو کردن

* shut up shop

1- (مثلا جمعه‌ها یا شب‌ها) مغازه را بستن، تعطیل کردن 2- برای همیشه بستن، به کار و کاسبی خاتمه دادن

* talk shop

درباره‌ی شغل خود حرف زدن، درباره‌ی کار و کاسبی اختلاط کردن (بخصوص در مهمانی)

تعریف انگلیسی

verb
  1. a mercantile establishment for the retail sale of goods or services “he bought it at a shop on Cape Cod”
  2. small workplace where handcrafts or manufacturing are done
  3. a course of instruction in a trade (as carpentry or electricity) “I built a birdhouse in shop”
  4. do one's shopping “She goes shopping every Friday” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”
  5. do one's shopping at; do business with; be a customer or client of “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  6. shop around; not necessarily buying “I don't need help, I'm just browsing” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “In the summer they like to go out and shop”
  7. give away information about somebody “He told on his classmate who had cheated on the exam” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s PP (for: stag)” “Somebody ----s PP (for: snitch)” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s PP (for: shit)” “Somebody ----s PP (for: grass)” “Somebody ----s PP (for: rat)”

مترادف‌ها

noun
1. Store.
2. Workshop.

واژه‌های دیگر با معنی «دکان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن