دیکشنری فارسی

shorebird

US'ʃɔ:'bə:d

معنی فارسی

پرستو.

معنی کامل و مثال‌ها

/-bu_rd´/n.

● (جانورشناسی) پرنده‌ی کرانه‌زی (پرندگان راسته‌ی Charadriiformes که در سواحل دریا و رودها زندگی می‌کنند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of numerous wading birds that frequent mostly seashores and estuaries

واژه‌های دیگر با معنی «پرستو.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن