short (ARTILL,GUN) معنی فارسی کوتاه واژههای دیگر با معنی «کوتاه» short کوتاه، مختصر، کوچک cutty کوتاه، گل، قاشق کوتاه brief کوتاه، مختصر، خلاصه curt کوتاه، گستاخانه، تند Pigmy کوتاه، قد کوتاه laconic کوتاه، موجز laconically کوتاه، موجز pygmaean قد کوتاه، کوتوله، وابسته به پيگمي ها. pygmean قد کوتاه، کوتوله، وابسته به پيگمي ها. liliputian قد کوتاه، کوتوله