short handed معنی فارسی کم کارگر فاقد کارگر کافي واژههای دیگر با معنی «کم کارگر» underutilization of labor کم بهره گيري از کارگر Luddite هريک از کارگراني که ماشينهاي نساجي را، چون نياز به کارگر را کم ميکردند درهم، ميشکستند lay off تعليق کارگر، فصل کم کاري، دوره بيکاري