دیکشنری فارسی

short-winded

معنی کامل و مثال‌ها

/-win´did/adj.

● کم نفس، دچار نفس تنگی

● (نگارش یا نطق - به طور نامطلوب) کوتاه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. breathing laboriously or convulsively

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن