shortens
UKʃɔːtnz
US'ʃɔ:tənz
معنی فارسی
کوتاه (تر) کردن مختصرکردن چيدن ترد کردن روغن دادن کوتاه (تر) شدن
کوتاه (تر) کردن مختصرکردن چيدن ترد کردن روغن دادن کوتاه (تر) شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن