shotgun
UKʃɔtgʌn
US'ʃɔt'gʌn
معنی فارسی
تفنگ شکاري
معنی کامل و مثالها
/shät´gun´/n., vt., vi.,adj.
● تفنگ ساچمهای، تفنگ شکاری (بیخان)
● (فوتبال امریکایی) آرایش تفنگی (shotgun formation هم میگویند)
● با تفنگ بیخان تیر زدن یا تهدید کردن
● (معماری) ساختمان دراز که اتاقهای آن به صورت ردیف قرار دارند
● تهدیدآمیز، اجباری، به زور، زوری، اضطراری
* ride shotgun
1- (امریکا - سابقا) به عنوان مستحفظ دلیجان سفر کردن، تفنگدار قافله بودن 2- به عنوان گارد مخصوص خدمت کردن، (از جانرئیس جمهور و غیره) حفاظت کردن
تعریف انگلیسی
noun
- firearm that is a double-barreled smoothbore shoulder weapon for firing shot at short ranges