showcase
UKʃoukeis
US'ʃəu'keıs
معنی فارسی
ويترين، جعبه اينه ، درويترين نمايش دادن.
هر وسيله ي نمايش و جلوه گرسازي، جلوه گرساز،
هنرنما
نمايش دادن، به معرض تماشا گذاشتن
معنی کامل و مثالها
/-kās´/n., vt.
● پنجرهی مغازه، ویترین
● هر وسیلهی نمایش و جلوهگرسازی، جلوهگرساز، هنرنما
soon the magazine became a showcase for young writers
به زودی آن مجله هنرنمای نویسندگان جوان شد.
● (در جعبه آیینه یا ویترین) نمایش دادن، به معرض تماشا گذاشتن
● جلوهگر کردن، هنرنما کردن
the new film showcases the talents of two of our most brilliant actors
فیلم جدید هنر دو نفر از درخشانترین بازیگران ما را جلوهگر میسازد.
تعریف انگلیسی
noun
- a setting in which something can be displayed to best effect “it was a showcase for democracy in Africa”
- a glass container used to store and display items in a shop or museum or home