shower (2)
معنی کامل و مثالها
/shou´ǝr/n., vt., vi.
● رگبار، پیل باران
snow shower
برف شدید، بوران
rain shower
باران تند
showers are more common in spring
رگبار در بهار بیشتر است.
● (مجازی) مقدار فراوان
a shower of compliments
سیلی از تعریف
● (امریکا) مهمانی زنانه برای عروس (که طی آن به عروس هدیه میدهند)
a bridal shower
مهمانی به افتخار عروس
● دوش
Julie takes two showers each day
جولی در روز دوبار دوش میگیرد.
a cold shower
یک دوش سرد
● دوش گرفتن، حمام گرفتن
David showers and shaves every morning
داود هر روز دوش میگیرد و ریش میتراشد.
● (تند) باریدن، پاشیدن
it showered for two full hours
دو ساعت تمام رگبار باران ادامه داشت.
we were showered with stones
بارانی از سنگ بر سرمان ریخته شد.
● (مجازی) نثار کردن، (زیاد) ارزانی داشتن، - باران کردن، فتالیدن
the bride was showered with gifts
ارمغانهای فراوانی به عروس داده شد.
his relatives showered invitations on him
قوم و خویشها او را دعوت باران کردند.
shower rose leaves on imbibers
بر سر میخواره برگ گل بفتالید
● شرشر باریدن