دیکشنری فارسی

shower (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/shou´ǝr/n., vt., vi.

● رگبار، پیل باران

snow shower

برف شدید، بوران

rain shower

باران تند

showers are more common in spring

رگبار در بهار بیشتر است.

● (مجازی) مقدار فراوان

a shower of compliments

سیلی از تعریف

● (امریکا) مهمانی زنانه برای عروس (که طی آن به عروس هدیه می‌دهند)

a bridal shower

مهمانی به افتخار عروس

● دوش

Julie takes two showers each day

جولی در روز دوبار دوش می‌گیرد.

a cold shower

یک دوش سرد

● دوش گرفتن، حمام گرفتن

David showers and shaves every morning

داود هر روز دوش می‌گیرد و ریش می‌تراشد.

● (تند) باریدن، پاشیدن

it showered for two full hours

دو ساعت تمام رگبار باران ادامه داشت.

we were showered with stones

بارانی از سنگ بر سرمان ریخته شد.

● (مجازی) نثار کردن، (زیاد) ارزانی داشتن، - باران کردن، فتالیدن

the bride was showered with gifts

ارمغان‌های فراوانی به عروس داده شد.

his relatives showered invitations on him

قوم و خویش‌ها او را دعوت باران کردند.

shower rose leaves on imbibers

بر سر میخواره برگ گل بفتالید

● شرشر باریدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن