دیکشنری فارسی

shrinking

UKʃriŋkiŋ US'ʃrıŋkıŋ

معنی فارسی

چوروک شدن جمع شدن منقبض شدن کوچک شدن خود داري کردن بيزار

تعریف انگلیسی

noun
  1. process or result of becoming less or smaller “the material lost 2 inches per yard in shrinkage”
  2. the act of becoming less

واژه‌های دیگر با معنی «چوروک شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن