دیکشنری فارسی

shut-in

معنی کامل و مثال‌ها

/-in´/adj., n.

● بستری، بیمارستانی، زمین‌گیر

● منزوی، کم معاشرت، تنهایی دوست

● بیمار بستری، بیمار زمین‌گیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. someone who is incapacitated by a chronic illness or injury
  2. confined usually by illness
  3. somewhat introverted

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن