دیکشنری فارسی

shuttle

UKʃʌtl US'ʃʌtəl

معنی فارسی

ماکو ماکوب

معنی کامل و مثال‌ها

/shut´'l/n., vt., vi.

● ماکو

● (وسیله‌ی نقلیه که در مسیری رفت و آمد کند) شاتل، گردا، رفت‌آمدگر، شدآمدگر

the Chicago-Washington shuttle

وسیله رفت‌آمد بین شیکاگو و واشنگتن

● مسیر شدآمد

● رجوع شود به: space shuttle

● (مخفف) shuttlecock

● (به سرعت) پس و پیش رفتن

● شدآمد کردن، رفت و آمد کردن، رفت و برگشت کردن

doctors were shuttled from one field hospital to another

دکترها را از یک بیمارستان صحرایی به بیمارستان صحرایی دیگر می‌بردند و می‌آوردند.

● با وسیله‌ی نقلیه‌ی شدآمدگر سفر کردن

he shuttled to London

با هواپیمای رفت و برگشت به لندن رفت.

تعریف انگلیسی

verb
  1. badminton equipment consisting of a ball of cork or rubber with a crown of feathers
  2. public transport that consists of a bus or train or airplane that plies back and forth between two points
  3. bobbin that passes the weft thread between the warp threads
  4. travel back and forth between two points “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «ماکو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن