دیکشنری فارسی

shy (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/shī/vt., vi.

● انداختن، شوت کردن

shying stones at a target

به سوی هدف سنگ انداختن

● (عامیانه) آزمودن، انجام دادن

● (عامیانه) متلک، رجز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن