sic (2)
معنی کامل و مثالها
/sik/vt.
● (سگ را) تشویق به حمله کردن، کیش کردن
he sicked his dog on me
سگش را به من کیش کرد.
● (به ویژه سگ) حمله کردن، (به کسی) پریدن
/sik/vt.
● (سگ را) تشویق به حمله کردن، کیش کردن
he sicked his dog on me
سگش را به من کیش کرد.
● (به ویژه سگ) حمله کردن، (به کسی) پریدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن