دیکشنری فارسی

sideboard

UKsaidbɔːd

معنی فارسی

ميز دم دستي، ميز پاديواري، ميز کناري.

هريک از تخته هاي ديواره يا طرفين چيزي

ديواره ي اطراف ميدان بازي

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrd´/n.

(اتاق نهارخوری) قفسه‌ی ظروف، گنجه

هریک از تخته‌های دیواره یا طرفین چیزی

the sideboards of a wagon

تخته‌های دیوار واگن

(هاکی) دیواره‌ی اطراف میدان بازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a removable board fitted on the side of a wagon to increase its capacity
  2. a board that forms part of the side of a bed or crib
  3. a piece of furniture that stands at the side of a dining room; has shelves and drawers

واژه‌های دیگر با معنی «ميز دم دستي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن