sideline
US'saıd'laın
معنی فارسی
خط کنار زمين
معنی کامل و مثالها
/sīd´līn´/n., vt.
● (فوتبال و تنیس و غیره) هر یک از دو خط طرفین زمین، خط جانبی
● (جمع) زمین خارج از هر یک از این دو خط
● (راه آهن یا خط لوله و غیره) راه فرعی، لولهی انشعابی
● محصول فرعی
● کار فرعی
● (بویژه ورزش) از شرکت بازداشتن یا بازماندن
he was sidelined by a bodily injury
به خاطر صدمهی بدنی از شرکت محروم شد.
* on the sidelines
1- در نوارهی خارج از زمین بازی 2- خارج از گود، غیر فعال، تماشاچی
تعریف انگلیسی
verb
- an auxiliary activity
- a line that marks the side boundary of a playing field
- an auxiliary line of merchandise “The outspoken cabinet member was sidelined by the President” “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody”