دیکشنری فارسی

sideline

US'saıd'laın

معنی فارسی

خط کنار زمين

معنی کامل و مثال‌ها

/sīd´līn´/n., vt.

● (فوتبال و تنیس و غیره) هر یک از دو خط طرفین زمین، خط جانبی

● (جمع) زمین خارج از هر یک از این دو خط

● (راه آهن یا خط لوله و غیره) راه فرعی، لوله‌ی انشعابی

● محصول فرعی

● کار فرعی

● (بویژه ورزش) از شرکت بازداشتن یا بازماندن

he was sidelined by a bodily injury

به خاطر صدمه‌ی بدنی از شرکت محروم شد.

* on the sidelines

1- در نواره‌ی خارج از زمین بازی 2- خارج از گود، غیر فعال، تماشاچی

تعریف انگلیسی

verb
  1. an auxiliary activity
  2. a line that marks the side boundary of a playing field
  3. an auxiliary line of merchandise
  4. remove from the center of activity or attention; place into an inferior position “The outspoken cabinet member was sidelined by the President” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «خط کنار زمين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن