sidesplitting
معنی فارسی
روده براز خنده ،
موجب تشنج پهلوها (در اثر خنده وغيره).
معنی کامل و مثالها
/-split´iŋ/adj.
● (خنده) رودهبر کننده، از ته دل
sidesplitting laughter
خندهی رودهبر کننده
a sidesplitting show
نمایش که آدم را از خنده رودهبر میکند
تعریف انگلیسی
adjective
- very funny “a killing joke” “sidesplitting antics”