siege
UKsiːdʒ
USsi:dʒ
معنی فارسی
محاصره گردگيري
معنی کامل و مثالها
/sēj/n., vt.
● محاصره، شهربند، گردگیری
the siege of Nayshaboor by the Mongols
محاصرهی نیشابور توسط مغولان
to lift a seige
محاصره را متوقف کردن
● اعمال زور یا فشار، اصرار و ابرام، سلطهجویی
● دوران سختی، دوران شدت بیماری، حدت، تندی، شور
a siege of illness
شور بیماری
● (مهجور) مسند، تخت شاهی
● محاصره کردن (رجوع شود به: besiege)
* lay siege to
محاصره کردن، گردگیری کردن، شهر بندی کردن
تعریف انگلیسی
noun
- the action of an armed force that surrounds a fortified place and isolates it while continuing to attack
مترادفها
noun
Investment.