دیکشنری فارسی

sightly

UKsaitliː

معنی فارسی

خوش نما خوش منظر زيبا

معنی کامل و مثال‌ها

/-lē/adj.

● خوش منظر، خوش منظره

● خوش ترکیب، خوش قواره، دلپسند

تعریف انگلیسی

adjective
  1. very pleasing to the eye “my bonny lass” “there's a bonny bay beyond” “a comely face” “young fair maidens”

مترادف‌ها

adjective
1. Conspicuous, prominent, exposed to view.
2. Comely, handsome, beautiful.

واژه‌های دیگر با معنی «خوش نما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن