دیکشنری فارسی

signboard

UKsainbɔːd

معنی فارسی

تابلو لوحه سرلوحه

معنی کامل و مثال‌ها

/sīn´bôrd´/n.

● (مغازه یا موسسه) تابلو، لوحه، سرلوحه، (تبلیغ و غیره) تخته‌ی اعلانات، اعلان، آگهی، تابلوی راهنما

تعریف انگلیسی

noun
  1. structure displaying a board on which advertisements can be posted “the highway was lined with signboards”

واژه‌های دیگر با معنی «تابلو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن